تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى

93

تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )

بنا بر مشرب اعتبارى ارسطو و طبق مسلك متكلمين ، اگر موجودى وجودش خير محض باشد بايد مبدأ ، آن را ايجاد كند و اگر شر محض باشد نبايد مبدأ او را خلق نمايد و اگر كثير الخير و قليل الشر باشد باز بايد مبدأ آن را ايجاد كند ؛ زيرا خيريتش راجح است و اگر كثير الشر و قليل الخير باشد نبايد مبدأ او را ايجاد نمايد و الّا ترجيح مرجوح لازم مىآيد . و ما مدعى هستيم كه با اين تصوير عقلى ، موجوداتى خلق شده‌اند كه يا مانند عقول عشره و ملائكهء مقربين و انبياى مرسلين خير محض بوده و يا كثير الخير مىباشند ، هر موجودى را با سه دسته از موجودات بايد ملاحظه كرد : با علل آنها و با معاليل آنها و با موجوداتى كه در عرض آنها بوده و نه علت آنهاست و نه معلول آنها . اما در صورتى كه موجود با علتش مقايسه شود نمىتواند نسبت به آن شر و مضر به آن باشد ؛ زيرا دست معلول به علت خود نمىرسد كه در آن تأثير نموده و به آن ضرر برساند ، بلكه وجود معلول تحت وجود علت قرار گرفته و بايد با او ملايم باشد ؛ زيرا از آثار اوست و اثر شىء به هيچ وجه نمىتواند در شىء تأثير نمايد . و اما علت بالقياس به معلول خود ، ملايم با اوست و حيثيت معلول از اوست و تمام شئون و شرافت معلول از علت خويش است و هيچ‌گاه علت با معلول خود ناملايم نبوده ، بلكه با او سنخيت و توافق دارد . اگر موجودى بتواند ضرر يا نفعى به غير خود برساند ، آن غير ، موجودى خواهد بود كه در عرض او بوده و علت او يا معلول او نباشد . اين صورت را هم حساب كرده تا ببينيم آيا در عالم موجودى كه ضرر و شر آن نسبت به موجودات هم‌عرض خود بيشتر از نفعش باشد هست يا نه ؟ و با تجربه مىبينيم چنين موجودى نيست . مثلًا اگر عقرب را كه اضر و اشر نسبت به موجودات ديده مىشود حساب كنيم ، مىبينيم سموم هوا را جذب نموده و روغن آن داروى بسيارى از امراض است . گرچه ما بسيارى از منافع آن را كشف نكرده‌ايم و ليكن عدم كشف غير از خير نداشتن است . بلى در يك سال اتفاق مىافتد كه عقرب به دو يا سه نفر نيش زده و آن هم براى بعضى كه طبيعت آنها حارّ است نافع و براى بعضى كه مزاج آنها مرطوب است ضرر دارد .